تبليغاتX
بانوی زمستان
بانوی زمستان

   
خداي من به خدائي سزاوار تره!

با توام... با تو كه تاج فخر زمين و زمان رو به سر داري...با تو كه در محدوده ي تفكراتت زندگي مي كني و در دنياي خودساخته ات كه هيچ تنابنده ي گنهكاري دراون راه نداره اسيري... با تو كه سالهاست چشمانت رو بر روزگار سياه مردم روسياه ـ به زعم خودت ـ بسته اي. ... با تو كه خداوند جهانيان ملك طلق توست.

برو ... در پيله ي تاريك اوهامت شناور باش... من خداي تو رو به خدائي قبول ندارم همونطور كه تو منو ...

نگاه كن ...به چشمان پروردگارم؛ به سيل آدمهائي كه اونها رو انسان نمي بيني نگاه كن... و مسير نگاه خداي منو دنبال كن...   

شايد برات عجيب باشه كه ببيني نگاه خداي من اون روسپي گناهكار رو هم مي نوازه و باران رحمت و محبتش بر داهي و واهي يكسان مي باره...

 برو در غلظت ولاالضالين نمازت غرق شو و براي خداي تنگ چشمت اريكه ي ديگري بياب... خداي من به خدائي سزاوار تره!  

لينک


 
در كجـــــــاي زمين ايستاده ام
مفتــــون و بي صدا
دل به كدامين حضور سپرده ام
غريق سيلاب انـزوا
راحيل كـــــــدام دياررحيـــــــلم
اسير و پابنـد ناكجا
خداي عزيز دستهايــــم را بگير

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو موضوعي
دلنوشته ها
اجتماعي
طنز
شخصي

آرشيو وبلاگ
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

علاقمندي ها
  كتابخانه من
آرشيو فيلم هاي من
آرشيو موسيقي من
كانون وكلاي دادگستري مركز
I.B.A
World's Greatest Poem
سايت رسمي دكترشريعتي
اهداي عضو
Brainy Quote
Great Books Online
Law Research


 

copyright

Add to Google