تبليغاتX
بانوی زمستان
بانوی زمستان

   
راستي چرا؟

راستي مرز بين واقعيت و عدم واقعيت چقدر باريكه اما با تمام  حقيقتي كه در اين مسئله نهفته است  گاهي برام مهم نيست دفاعياتم تا چه حد واقعيه... اما برام خيلي اهميت داره كه عدالت اجرا بشه. چون هميشه عدالت و حقيقت با هم همراه نيستن...بايد اينطور باشه اما نيست ...متاسفانه نيست...وجدانم هم از نتيجه ي حاصل شده، به اندازه ي سوسكي كه زير پام لهش كنم آزرده نمي شه...

پس چرا رد پاي غمي سنگين بر دلم نقش ميندازه؟

چرا زير اين آسمون كبود قشنگ و در كنار اين همه ادم هاي مهربون، احساس تنهائي مي كنم؟

چرا هر بار سعي مي كنم فراموش كنم؟

به هر حال امكان نداره...من ممكنه...موبايل...عينك يا سوئيچ ماشينمو براي هزارمين بار فراموش كنم  و يه جائي جا بذارم اما اوراق زندگيمو نمي تونم بشورم و از ذهنم خارج كنم. اوراقي كه هر رنگي دارن  و از هر جنسي ممكنه باشن اما هميشه يه چيز مسلمه ...هيچ كدوم شفاف نيستن و در پاي همه ي اونها مهري ابدي نقش خورده...سكوت!

لينک


 
در كجـــــــاي زمين ايستاده ام
مفتــــون و بي صدا
دل به كدامين حضور سپرده ام
غريق سيلاب انـزوا
راحيل كـــــــدام دياررحيـــــــلم
اسير و پابنـد ناكجا
خداي عزيز دستهايــــم را بگير

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

آرشيو موضوعي
دلنوشته ها
اجتماعي
طنز
شخصي

آرشيو وبلاگ
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

علاقمندي ها
  كتابخانه من
آرشيو فيلم هاي من
آرشيو موسيقي من
كانون وكلاي دادگستري مركز
I.B.A
World's Greatest Poem
سايت رسمي دكترشريعتي
اهداي عضو
Brainy Quote
Great Books Online
Law Research


 

copyright

Add to Google